دلبرکم زندگي رقص رنگارنگ حس هایش
را برايم به نمايش مي گذارد
و من در حسرت گذشته ي ناب خود مي سوزم!!!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
هنوز هم از گفتن
چشمانت درياست واهمه دارم
من هيچ گاه شنا بلد نبوده ام دلبرکم ... !!!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
با هم دوست شده ایم
تنها به این دلیل که
برای از هم دویدن بی بهانه ایم !!!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
تو آن دریایی هستی که رودها می دوند در تو
امروز که آینه جوانی ام را پس نمی دهد
در کوچه های استخوانت برهنه تر از آتش می رقصم !!!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
دلبرکم بگذار شعری بخوانم
باید حرفی بزنم تا صدایم را نکشته اند
باید باران ببارد برگیسوانی که
چون شادی هایم کوتاه است!!!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
می خواهمت دلبرکم
به اندازه ی تمام شعرهای نسروده ام
به اندازه ی تمام باران های نباریده
حرفهای نگفته و چشم هایی که نگاهم نکرده اند!!!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
دلبرکم من عریان تر از زمستان
به استقبال بهار آمده ام
تا زیر باران عشق سایه ام قد بکشد!!!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
تو واژه ای خورشیدی
که باید تلاوت شوی
تا زمین در رقص ابدی تکرار شود !!!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
امروز هم سپیدی موهایم را شمردم
نامحدودند
چون زیبایی تو و تنهایی من!!!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
پیراهنم را در سایه ی کدام آفتاب
سپید کنم
که تو را ندویده باشد دلبرکم؟!!!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
تا شانه هایم زلالی صورتت را بنوشد
و صدای دندان های سرما خورده ام
لالایی ات شود دلبرکم!!!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
از بلندترین شاخه ام
تابوتی خواهد ساخت
تا فردایم را با خود ببرد!!!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
از دانه های انار
تسبیحی دور دستت می بافم
تا در قنوت رو به روی تو باشم دلبرکم !!!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
ناگهان خیابان از تو پر می شود
آسمان در کوچه قدم می زند
با یاد تو قدم هایم را می شمارم
و درختان موازی را دلبرکم !!!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
بارانی از تو وزیدن گرفته است دلبرکم
هر چند شهری را به دنبال تو
با درهای بسته رو به رو شده ام
اما انتظارت را با گل ها تقسیم می کنم !!!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
حرف بزن دلبرکم تا گرم شوم
سکوتت را جرعه جرعه می نوشم
حالا دهانم تلخ است !!!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
چشمهای تو بارانم می کند باران
در آفتابی ترین ظهر ممکن
قطره قطره قطره
در پایت زلال می میرم دلبرکم !!!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
صدای قشنگت شرمنده می کند
باران های بهاری را و من
کوچکتر از آنم که خیس شوم !!!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
ما ته نشین شده ایم در خاطراتی اتفاق نیفتاده
دیگر هیچ حادثه ای سیاهپوشمان نمی کند
ما سپیدها را هم سیاه زندگی کرده ایم دلبرکم !!!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
تو کدامین مجنونی
که لیلایی ام را به
خیمه چشمانت میزبان نمیشوی؟!!!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
باید پشیمان شد از این همه
روزهای معمولی از خودم که آهسته آهسته
به خود فروشی احساسم عادت می کنم !!!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
دیر آمده ای اما درست
زمستان سهم من نیست
از تموز چشم های تو !!!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
کوچک می شوم
تا آبرویی نداشته باشم
که گم کنم !!!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
آتشی بیفروز
در این شب بی فردا
که هر صبح یلدایی متولد می کند!!!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
خیابان ها جوابم کرده اند
به دشت می گریزم
رمنده و رها !!!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
صدایم را بریده اند
آرزوهایم را محاصره کرده اند
این سیم خاردارهای همیشه !!!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
کاش گلی بودم تا
پرپر شدنم با دست های تو
می رقصید در باد !!!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
دلبرکم
اندوه من بی پایان است
آن گونه که چشم های تو ...
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
دلبرکم تا کی باید
ماشین های سرعت را بشمارم
و دیوار های فاصله را تماشا شوم ؟!!!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
دلبرکی که از صدای قدم هایت
دیرتر می آیی بگو مردم فردا
چترهایشان را بردارند
من می خواهم ببارم !!!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊



